بدون عنوان

نفس که میکشی، آرام میشوم
دلت که میگیرد
گریان
ازابتدا
جزئی از همیم؛
درد میکشم
به دنیا میآیی ...
![]()
کودک هستی، همبازیات هستم؛
مدرسه میروی، همکلاسیات؛
بزرگ میشوی، دوست بیکلک...
و بزرگتر که میشوی
غریبه میشوم ،،گاهی ...
![]()
یادت نرود،
من همانم که هم بازی تو بودهام
همانقدر کودک
همانقدر ساده که هرچه گفتهای، باور کردهام
من عوض نشدهام ... تو بزرگ شدهای ...
و هرچه بزرگتر، دورتر
و هنوز لبخند را بر چهره دارم!
![]()
من همانم که هستم
بارها چشم گذاشتهام و تو قایم شدهای
خودم را به ندیدن زدهام، تو بردهای
و لبخند زدهام !
حتی وقتی نوبت تو میشود بگویی دوستت دارم ،
من میگویم ،، دوستت دارم . .
چه بگویی چه نگویی!
من یک مادرم ...

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان 
